گذشتهی ساده:
put onشکل سوم:
put onسومشخص مفرد:
puts onوجه وصفی حال:
putting onپوشیدن، تن کردن، زدن (لباس، آرایش و...)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
He put on his gloves and started working in the cold.
دستکشهایش را پوشید و شروع به کار در هوای سرد کرد.
Don’t forget to put on sunscreen before going to the beach.
فراموش نکن قبلاز رفتن به ساحل، کرم ضد آفتاب بزنی.
روشن کردن، به کار انداختن، پخش کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Please put the fan on, it’s getting hot in here.
لطفاً پنکه را روشن کن، اینجا گرم شده است.
He put the radio on to listen to the news.
او رادیو را روشن کرد تا اخبار را گوش دهد.
وانمود کردن، تظاهر کردن، ادا در آوردن، بهخود گرفتن (حالت یا رفتار)
He puts on airs whenever he talks about his wealth.
وقتی دربارهی ثروتش حرف میزند، همیشه خود را با وقار نشان میدهد.
She put on a brave face even though she was very nervous.
حتی با اینکه خیلی عصبی بود، چهرهی شجاعانهای به خود گرفت.
انگلیسی بریتانیایی برگزار کردن، تدارک دیدن، فراهم کردن، ارائه دادن
The city put on extra trains during the holiday season.
درطول فصل تعطیلات، شهر قطارهای اضافی فراهم کرد.
The school put on a play for the parents last week.
هفتهی گذشته، مدرسه نمایشی را برای والدین برگزار کرد.
زیستشناسی وزن اضافه کردن، چاق شدن، سنگینتر شدن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی زیستشناسی
I need to put on a few kilos to reach a healthy weight.
باید چند کیلو وزن اضافه کنم تا به وزن سالم برسم.
She’s worried she might put on during the holidays.
او نگران است که در تعطیلات چاق شود.
انگلیسی آمریکایی سر کار گذاشتن، شوخی کردن، گول زدن، دست انداختن، فریب دادن
در انگلیسی بریتانیایی از have on استفاده میشود.
Don’t take him seriously, he’s always putting people on.
او را جدی نگیر؛ همیشه مردم را دست میاندازد.
He claimed he won the lottery, but I knew he was just putting me on.
ادعا کرد که برندهی لاتاری شده، اما من میدانستم فقط میخواهد من را سر کار بگذارد.
پزشکی دارو دادن، تجویز کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
After the check-up, they put me on vitamin supplements.
بعداز معاینه، برایم مکملهای ویتامینی تجویز کردند.
The nutritionist put her on a low-sugar diet.
متخصص تغذیه، برایش رژیم کمشکر تجویز کرد.
گذاشتن، قرار دادن (روی)
She carefully put the vase on the table so it wouldn’t fall.
بهدقت گلدان را روی میز گذاشت تا نیفتد.
Please put the books on the shelf.
لطفاً کتابها را روی قفسه بگذارید.
اقتصاد اضافه کردن، افزایش دادن، بالا بردن (قیمت)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی اقتصاد
The company put 10% on the price of all products this year.
شرکت، امسال ۱۰٪ به قیمت تمام محصولات اضافه کرد.
The restaurant put a service charge on the bill.
رستوران، هزینهی سرویس را روی صورتحساب گذاشت.
اقتصاد با کارت اعتباری پرداخت کردن، روی کارت گذاشتن، خرید را با کارت انجام دادن
They decided to put the holiday flights on a credit card.
آنها تصمیم گرفتند بلیطهای تعطیلات را با کارت اعتباری پرداخت کنند.
Don’t put everything on your card; try to pay some in cash.
همهچیز را روی کارتت نگذار؛ سعی کن مقداری نقدی پرداخت کنی.
شرط بستن، پول گذاشتن
They put a large sum on the outcome of the game.
آنها مقدار زیادی پول روی نتیجهی بازی شرط بستند.
He likes to put money on football matches every weekend.
دوست دارد هر آخرهفته روی مسابقات فوتبال شرط ببندد.
کسی را از چیزی مطلع کردن، آگاه کردن
برای فروش عرضه کردن
وزن زیاد کردن، چاق شدن
نمایش اجرا کردن
در حالت آماده باش قرار دادن
محاکمه کردن، به دادگاه کشاندن
نمایش دادن/به نمایش گذاشتن
(عامیانه) خوراک خوردن
با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشتن، خلاف احساس خود وانمود کردن، خم به ابرو نیاوردن
(امریکا - عامیانه) تظاهر به ثروت و مقام و اشرافیت و غیره کردن، پز دادن
(عامیانه) مشتبازی کردن، بکسبازی کردن
در تعلیق نگهداشتن، اندروا کردن، آگیشیدن، به بعد موکول کردن
(شهر یا محلی را) مشهور کردن، شناساندن
(امریکا) سخت نکوهش کردن، سخت انتقاد کردن
دربارهی چیزی دقیقاً اندیشیدن، کلاه خود را قاضی کردن
گذشتهی ساده put on در زبان انگلیسی put on است.
شکل سوم put on در زبان انگلیسی put on است.
وجه وصفی حال put on در زبان انگلیسی putting on است.
سومشخص مفرد put on در زبان انگلیسی puts on است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «put on» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/put on